فيروز ميرزا فرمانفرما

59

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

خانه‌هايشان خيلى كوچك و اشجار نخل و چند درخت مركبات و بيد و توت غرس نموده‌اند ، حمّام كوچكى هم نيز ساخته است كه رفع حاجت اهالى آن‌جا و مترددين مىكند . رسيدگى به امور خالصه‌جات براى رسيدگى به امور رعاياى خالصه و راه انداختن آذوقه‌ى عرض راه بمپور كه دوازده منزل آبادى و آب جارى ندارد سه روز توقف شد . اردو بنه و چادر را در كنار نهر و قلعه زده بودند ، آب اين نهر كه از قنات مشهور به محمدآباد است مىآيد و خالصه‌ى ديوانى است ، چهار سنگ است بسيار گرم مىباشند كه نزديك به گرمى آب‌حمام است ، بسيار جاى با صفائى است . در اين قريه هم حنا خوب عمل مىآيد قدغن شد و قرار داد كه عباس خان نايب بدهد حناكارى زياد بكنند و درخت نخل مركبات زياد غرس نمايند ، عمارت مرحوم وكيل الملك را هم تعمير كنند خراب نشود . در اين محل عمارات خيلى لازم است . اول سرحد بلوچستان همين ريگان است و دادوستد بلوچ‌ها اغلب در آنجا مىشود و رو به آباد شدن است ، اغلب زارعين اين قريه غلام زرخريد و خانه‌زاد مىباشند . و مار و عقرب زياد به‌طورى است كه مثل مورچه قطار بر دنبال يكديگر مىشوند و عقربش خيلى درشت و سياه‌رنگ دوازده‌بند است ، در فصل گرماى بهار و تابستان شدت دارند ، از طلوع صبح تا مغرب به هيچ‌وجه بيرون نمىآيند بعد از مغرب بيرون مىآيند . اهالى اين قريه از ترس اين جانورها چهارچوب رعيتى زده‌اند و وقت غروب مىروند سر چهارچوب تا صبح به‌سر مىبرند ، اگر هرامر فوتى فورى داشته باشند از ترس به زير نمىآيند . توقف در ريگان سه روزه‌ى توقف را براى گردش و سركشى و ملاحظه‌ى صحراها كه از روى بصيرت و حقيقت روزنامه را نوشته باشد سوار شده تا دو فرسخى و بيشتر حول و حوش